علي بن حامد الكوفي
36
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
سيهول از آنجا متوارى شد و بحصار ملتان رفت . و بر لب آب راوى با آلت حرب مستعد و مهيا بايستادند . چچ راى حصار سكه را در ضبط آورد ، « 1 » و پنجهزار مرد كارزار كه در حصار بود بكشت ، و ببرده و « 1 » غنيمت سكّان آن شهر را اسير كرد . امير عين الدولة ريحان مدنى را « 2 » در حصار سكّه نصب كرد ، و خود بجانب ملتان عبره كرد . و هر دو لشكر مقابل شدند . ملك بجهرا با لشكر جرار « 3 » و فيلان ( ص 16 ) جنگى و مردان كارگذار « 4 » بيرون آمدند و با چچ مقابل شدند ، و جنگها خيره « 5 » كردند ، و كشتن بى قياس از طرفين برفت . بجهرا حصارى شد و نبشتها به طرف ملك كشمير فرستاد و خبر چچ باز نمود كه چچ بن سيلائج برهمن بدار الملك ارور والى شده « 6 » ، با حشم فراوان مىآيد ، و حصارها « 7 » بكلّى و جزوى تمام فتح كرد و مضبوط گردانيد ، و ما را با وى طاقت مقاومت نتواند بود ، و حصنهاى حصين تحت فرمان آورد ، و هيچ ملكى با او در محاربت فيروز نيامد ، و بملتان رسيد ، ما را اعانتى واجب دار و مددى و معونتى فرماى . باز آمدن قاصد از كشمير بيفائده چون قاصد بكشمير رسيد ، راى كشمير مرده بود ، و پسر او طفل در ملك نشسته « 8 » . و وزراء و ندماء و خواص و حجاب و اكابر ( f 20 a ) و اعيان ملك راى زدند « 9 » ، و اين مكتوب را بوجه خوبتر « 10 » جواب « 11 » كردند : كه راى كشمير بدار البقا « 12 » خراميد « 13 » ، و پسر او كودك خرد است ، [ و ] طفل نو عهد است ، و هنوز حشم او بر سر اقطاعات خود تمرّد و تعنّد مى
--> ( 1 - 1 ) اين جمله در نسخه ك موجود نيست ( 2 ) ب س : عين الدولة آنجا مدتى ؛ ح : عين الدولة ريحان مدت ؛ ك : رنجان ؛ م : على الدولة ( 3 ) پ ك : جراره ؛ م : جبّاره ( 4 ) ب ك م : جنگى ؛ س : دلير ( 5 ) م : چيره ( 6 ) س : والى شهر الور گشت و ( 7 ) پ افزايد : فرو گرفت ( 8 ) پ : نشست ( 9 ) ب س ك ل : فرمودند ( 10 ) ب : بعرضه خوبى ؛ س : به خوبى ( 11 ) پ : ادا ( 12 ) پ : دار بقا ( 13 ) س : مرده